پنج مغالطه بزرگ در سرمایه گذاری

احسان والیان
    • اشتراک‌گذاری
    • 233
    • 0
    پنج مغالطه بزرگ در سرمایه گذاری

    سرمایه گذاران انواع و اقسام مختلفی دارند اما با وجود این تفاوت‌ها مایلند تا تصمیم درستی گرفته و در بهترین زمان ممکن اقدام به خرید یک دارایی کنند. آنها ممکن است از ابزارهای مختلف و متنوعی هم برای رسیدن به این هدف استفاده کنند و همین موضوع می‌تواند مشکل‌ساز شود.

    همه ما موقعیت‌هایی را تجربه کرده‌ایم که در آن‌ها دچار اشتباه شده و بعد از مدتی متوجه شده‌ایم که روند تصمیم‌گیری‌ها و فعالیت‌مان بر اساس منطق نبوده است. تجربه‌های مالی هر کدام از ما پر است از این اشتباهات. تعداد این مغالطه‌ها بیش از آن است که بتوان تمام‌شان را برشماریم. به همین خاطر، در فرصت پیش آمده به بررسی بزرگترین مغالطه‌ها در سرمایه گذاری می‌پردازیم که البته بسیار شایع هم هستند. مغالطه‌هایی که به نظر بسیاری از سرمایه گذاران – به ویژه سرمایه گذاران بازار سرمایه – تصمیماتی درست و منطقی به نظر می‌رسد اما زمانی که به پیامدهای این تصمیم‌ها نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که دچار مغالطه شده‌ایم. بنابراین سراغ شناخت بزرگترین این مغالطه‌ها می‌رویم تا مسیر سرمایه گذاری بهتری را تجربه کنیم.

    مغالطه اول: گران بودن واحدهای سرمایه گذاری

    به نظر بعضی از سرمایه گذارانی که می‌خواهند سرمایه گذاری در بازارهای دارایی، به ویژه بازار سهام را شروع کنند قیمت هر واحد سرمایه گذاری صندوق‌های سرمایه گذاری زیاد است. اما سنجش اندازه‌گیری قیمت هر واحد سرمایه گذاری که این افراد انجام می‌دهند، اشتباه است. بسیاری از افرادی که تصور می‌کنند واحدهای سرمایه گذاری گران هستند، در واقع به مقایسه قیمت هر واحد سرمایه گذاری نسبت به هر سهم دیگر در بازار سرمایه می‌پردازند و در آخر این‌طور نتیجه می‌گیرند که صدور واحد سرمایه گذاری بالاتر از قیمت سهم است. در چنین شرایطی باید به عنوان سرمایه گذار بدانیم که صندوق‎‌های سرمایه گذاری، به ویژه صندوق‌‎های سهامی، سبدی متشکل از سهام منتخب بازار سرمایه دارند و هر کدام از سهامی که در سبدشان حضور دارد، بعد از نظارت و بررسی کارشناسان و تحلیل‌گران حاضر در صندوق انتخاب شده‌اند. بنابراین هر واحد سرمایه گذاری بنابر ارزش تمام سهامی که در سبد آن صندوق وجود دارد ارزش‌گذاری می‌شود. ضمنا قیمت هر واحد سرمایه گذاری مهم نیست بلکه میزان سوددهی حاصل از سرمایه گذاری است که اهمیت دارد.

    مغالطه دوم: عدم متنوع‌سازی صحیح

    ممکن است زمانی که تصمیم داریم در بازار سهام شروع به سرمایه گذاری کنیم با پیشنهادهایی روبه‌رو شویم که در نگاه اول مناسب باشند اما در نهایت باعث متضرر شدن فرد سرمایه گذار شوند. یکی از این پیشنهادها، تک سهم بودن است. به این معنی که به جای متنوع سازی به فرد سرمایه گذار پیشنهاد می‌شود که در یک سهم سرمایه گذاری کند تا در زمان رونق بازار سرمایه بتواند از سود زیادی بهره‌مند شود. اما باید گفت که عدم متنوع‌سازی و سرمایه گذاری تنها در یک سهم می‌تواند در زمان نزول بازار موجب ضرر بسیار زیادی برای فرد سرمایه گذار شود. یکی از مهم‌ترین دلایلی که صندوق‌های سهامی در زمان نزول بازار، کم‌تر متضرر می‌شوند و در زمان رونق بازار از رونقی بیش از شاخص کل برخوردار هستند، همین متنوع سازی مناسب در سبد دارایی‌شان است. گاهی اوقات هم افراد متنوع‌سازی می‌کنند اما این متنوع‌سازی به صورت صحیحی انجام نمی‌شود و ریسک را به خوبی کاهش نمی‌دهد.

    مغالطه سوم: انتظار برای سربسر شدن

    برخی از سرمایه گذاران هستند که متوجه می‌شوند در جای نامناسبی سرمایه گذاری کرده‌اند. با این حال، از ضرری که کرده‌اند ناراضی هستند و نمی‌خواهند با ضرر آن را بفروشند. آنها صبر می‌کنند تا بالاخره این دارایی از ضرر خارج شود. به همین دلیل هم به آن متعهد می‌مانند. در طول زمان این کار باعث می‌شود شما بابت نگهداری این دارایی هزینه فرصت متحمل شوید و امیدوارید بالاخره بالا برود. بهتر است از این مغالطه هم مانند اشتباهات قبلی فاصله بگیریم تا مسیر سرمایه گذاری موفقی را تجربه کنیم.

    مغالطه چهارم: همیشه بالا رفتن ارزش یک دارایی

    گاهی پیش می‌آید که نگاهی به سهامی می‌اندازیم و آن را در بازه کوتاه‌مدت بررسی می‌کنیم یا به ما پیشنهاد می‌شود. در این شرایط آرزو می‌کنیم کاش آن موقع اقدام به خرید آن دارایی کرده بودیم. با این حال، چنین انتخابی در بازه زمانی بلندمدت‌تر ممکن است مناسب نباشد. علت آن هم روشن است: در طولانی‌مدت ممکن است این سهم مسیر نزولی طی کند و با افت روبرو شود. این منطقی نیست که یک سهم یا دارایی همیشه در حال صعود باشد.

    مغالطه پنجم: از کار افتادگی تحلیل

    سرمایه گذاران انواع و اقسام مختلفی دارند اما با وجود این تفاوت‌ها مایلند تا تصمیم درستی گرفته و در بهترین زمان ممکن اقدام به خرید یک دارایی کنند. آنها ممکن است از ابزارهای مختلف و متنوعی هم برای رسیدن به این هدف استفاده کنند. در چنین شرایطی و با استفاده از ابزارهای بسیار متنوع، گرفتن تصمیم درست برای ورود به یک بازار دشوار می‌شود و ممکن است رسیدن به یک تصمیم غیرمنطقی دشوار شود. در واقع، هدف سرمایه گذاری حفظ ارزش پول است نه این که بهترین حالت ممکن باشیم. این موضوع ممکن است برای ما دردسر ایجاد کند.

    نتیجه‌گیری

    تمام مغالطه‌هایی که در مورد آن‌ها صحبت شد را بارها در سرمایه گذاری تجربه کرده‌ایم. اما جای نگرانی نیست. چرا که به راحتی با شناخت مغالطه‌های سرمایه گذاری می‌توانیم از تاثیر آن‌ها در سرمایه گذاری‌مان کم کنیم. اما بهترین روش برای این‌که بتوان از این مغالطه‌ها و دیگر اشتباهات در سرمایه گذاری جلوگیری کرد این است که سرمایه گذاری در سهام را با مشورت مشاوران مالی یا انتخاب ابزار مالی نوینی مانند صندوق‌های سرمایه گذاری سهامی انجام دهیم تا بتوانیم با خیالی آسوده‌تر سرمایه گذاری را انجام دهیم و به حفظ ارزش وجه نقد در شرایط تورمی بپردازیم.