نویسنده: احسان والیان

بسیاری از ما فکر می‌کنیم که برای سرمایه گذاری باید صرفا پول داشته باشیم و این باور را داریم که «پول خودش پول می‌آورد!» بی شک حضور پول در سرمایه گذاری یک اصل است و در صورت نبودنش، سرمایه گذاری تا میزان قابل توجه‌ای نشدنی است. اما برای ادامه دادن و درست حرکت کردن در مسیر سرمایه گذاری نیازمند دانستن انواع مهارت سرمایه گذاری نیز هستیم. چه بسا کسی که پول دارد، اتومبیل دلخواه خود را می‌خرد اما چون رانندگی را خوب نیاموخته و یا اصلا بلد نیست همان اتومبیل بلای جانش می‌شود و ممکن است استفاده از این وسیله که برای راحتی زندگی انسان ساخته شده است به بهای جانش تمام شود. خرج و پس انداز، دوری کردن از بدهی و قرض، به کار گرفتن پول و تصمیم گیری‌های درست مالی همگی جز این مهارت‌ها به حساب می‌آیند. اما برای زمانی که ما دیگر سرمایه گذار شدیم چه مهارت‌هایی نیاز است؟ در ادامه به بررسی مهارت‌ سرمایه گذاری اجرایی خواهیم پرداخت.

مهارت سرمایه گذاری

اولین مهارت سرمایه گذاری؛ بینش درست!

نمی‌خواهیم وارد مقولات فلسفی شویم و دقیق شویم که چه چیزی واقعا درست است و اصلا درست و غلط چیست؟ می‌خواهیم به این نکته بپردازیم که بینش درست در مهارت سرمایه گذاری به چه چیزی می‌گویند؟ و بر اساس تجربیاتی که سرمایه داران بزرگ و البته کسانی که از سواد مالی خوبی برخوردارند بینش درست یعنی چه؟ اول از همه باید به یاد داشته باشیم که ممکن است تمام برنامه ریزی‌های مالی ما و بودجه بندی که کرده‌ایم با طوفان حادثه‌ای به هم بریزد. به عنوان مثال بیماری می‌تواند یکی از این گزینه‌ها باشد. جدا از خرج و مخارجی که برای درمان در یک آن روی سرمان خراب می‌شود باید این نکته را در نظر داشته باشیم که در صورت مریض شدن خودمان و یا یکی از اعضای خانواده، قدرت کاری ما هم پایین می‌آید و این می‌تواند ما را در درآمد زا کردن دارایی‌های‌مان و یا حتی کارکرد ماهیانه خود دچار مشکل و کم کاری کند. پس این اصل که «همیشه درب روی یک پاشنه می‌چرخد!» را باید فراموش کنیم و از نظر برنامه ریزی در خرج و مخارج‌مان، خود را ورزیده کنیم.

نگرش های نادرست را اصلاح کنیم!

در مهارت سرمایه گذاری باید این نکته که یک سری باورها غلط است و باید آن‌ها کنار بگذاریم را باید آویزه گوش کنیم؛ یکی از همین باورها جمله معروف «پول برای خرج کردنه!» است. درست است که ما باید برای رفع نیازهای‌مان کم نگذاریم اما برای خواسته‌های‌مان باید این نکته را یادآور شویم که بودجه مالی ما هر چه قدر هم که غنی باشد باز هم محدود است و باید در خرج کردن آن نهایت دقت را داشته باشیم. یکی دیگر از باورهای غلط این است که بگوییم؛ «پول، پلید و ریشه تمام بدی‌ها است!». اگر ما به میزان کافی پول داشته باشیم، می‌توانیم بدون دغدغه به کارهای دیگر و یادگیری مهارت‌های بیش‌تر بپردازیم و قدرتمندتر و شکوفاتر بشویم. این که گاهی پول باعث به وجود آمدن یک سری دردسرها می‌شود، این دیگر به خود ما و نوع عملکرد و جهان بینی ما بر می‌گردد نه ذات پول! چه بسا سرمایه دارانی هستند که گرسنگان بسیاری را از مرگ و بیماری نجات می‌دهند و هزاران مدرسه می‌سازند.

تحلیل هزینه فرصت

یکی دیگر از ابعاد مهارت سرمایه گذاری، تحلیل هزینه فرصت است. به  این واقعیت اشاره کردمی که منابع پولی ما محدود است. این واقعیت تحلیل هزینه فرصت به این معنی است که ما در عوض خرید یک چیز، در واقع از خریدن دست کم یک چیز دیگر محروم می‌شویم. در هر شرایطی باید هزینه فرصت را در تصمیم‌های مالی خود بگنجانیم تا آن گزینه‌ای که از لحاظ اهمیت در درجه اول قرار دارد را بخریم. به عنوان مثال ما برای خانه خودمان تصمیم به خرید یخچال می‌گیریم که البته جز وسایل ضروری زندگی به حساب می‌آید و منافع و هزینه‌های خود را به همراه دارد. اما این که بسنجیم که در عوض خرید یخچال، چه چیز دیگری را نمی‌توانیم بخریم به عنوان سنجش هزینه فرصت به حساب می‌آید و در صورت مقایسه اگر باز تصمیم‌مان برای خرید یخچال پا برجا ماند، آن وقت می‌توانیم ادعا کنیم که تصمیم درست را گرفته‌ایم.

هدف گذاری و برنامه ریزی

برای این که به این مراحل از مهارت سرمایه گذاری برسیم باید قبل از هر چیز اقدام به هدف گذاری و برنامه ریزی دقیق برای صرف هزینه‌ها کنیم. این که کدام گزینه در فهرست هزینه‌ها برای زندگی ما منفعت بیش‌تری به همراه دارد را باید در اولویت قرار دهیم و گزینه‌های بعدی را برای فرصت‌های بعدی هدف گذاری کنیم. سنجیده حرکت کردن و دانش استفاده از سرمایه از داشتن منبع مالی مناسب مهم‌تر است.