همبستگی توهمی چه طور بر دارایی ما تاثیر می‌گذارد؟

حسام الدین قادری
    • اشتراک‌گذاری
    • 168
    • 0
    همبستگی توهمی چه طور بر دارایی ما تاثیر می‌گذارد؟

    بسیاری از تصمیمات ما با نگاه کردن به روابط بین پدیده‌های مختلف گرفته می‌شود. ما می‌بینیم که چیزهای خاصی به طور مداوم همراه یا به دنبال چیزهای دیگری رخ می‌دهند که ما را به این نتیجه می‌رسانند که با یکدیگر مرتبط هستند.

    همبستگی توهمی زمانی است که ما بین دو متغیر ارتباطی می‌بینیم در حالی که واقعاً این متغیرها ارتباطی با یکدیگر ندارند. فرضیه زیر را در نظر بگیرید:

    علی یک هوادار مشتاق فوتبال است. او بازی تیم مورد علاقه‌اش را از طریق تلویزیون تماشا می‌کند. علی همیشه پیراهن پاره شده تیم مورد علاقه خود را در حین تماشای بازی‌های آن‌ می‌پوشد، همان لباسی که سال‌ها در حین تماشای بازی این تیم پوشیده بود. به گفته تام، پوشیدن پیراهن شانس در برد تیم مورد علاقه‌اش بسیار مهم است و موفقیت تیم او به آن پیراهن بستگی دارد.

    چند سال قبل، تام متوجه شده بود که وقتی پیراهن خود را نپوشیده بود، این تیم شکست خورد. این پدیده قبلا چند بار اتفاق افتاده است. حالا او مطمئن شده است که موفقیت تیم فوتبال محبوبش به نوعی به پوشیدن این پیراهن مربوط می‌شود. باور اشتباه او مبنی بر این که پوشیدن پیراهن مورد نظر در خانه‌اش با عملکرد تیم فوتبال مورد علاقه او مرتبط است را می‌توان به همبستگی توهمی نسبت داد.

    جلوه‌های فردی همبستگی توهمی

    بسیاری از تصمیمات ما با نگاه کردن به روابط بین پدیده‌های مختلف گرفته می‌شود. ما می‌بینیم که چیزهای خاصی به طور مداوم با یا بعد از چیزهای دیگری رخ می‌دهند. آنها ما را به این نتیجه می‌رسانند که با یکدیگر مرتبط هستند. ما ممکن است ندانیم چرا آن‌ها با هم مرتبط هستند، اما می‌دانیم که وقوع آن‌ها به هم گره خورده است. یک مدیر تجاری ممکن است ببیند که فروش معمولاً همزمان با شروع فصل گلف افزایش می‌یابد، اما مطمئن نیست که چرا این اتفاق می‌افتد. او فقط می‌داند که محصولش در ماه آوریل بیشتر به فروش می‌رسد، که اتفاقاً زمانی است که زمین‌های گلف باز می‌شوند. در نتیجه، این شرکت در ماه آوریل عرضه محصولات خود را افزایش می‌دهد.

    ما همیشه نمی‌توانیم بدانیم که دو چیز با هم ارتباط علت و معلولی دارند یا خیر. گاهی اوقات، کافی است بدانید که آن‌ها به نوعی به هم مرتبط هستند. اگر ببینیم که این رابطه بارها رخ می‌دهد، مطمئن می‌شویم که این همبستگی به طور قابل اعتماد در آینده تکرار خواهد شد. ما اغلب بر اساس اعتماد به همبستگی بین رویدادها یا رفتارهای مختلف، ریسک می‌کنیم. به عنوان مثال، زمان روز با ترافیک مرتبط است. بر اساس اطمینان ما به این همبستگی، ممکن است تصمیم بگیریم برای یک ملاقات، رانندگی در ساعات شلوغی را نپذیریم. این در حالی است که همبستگی‌های کاذب و اشتباه تصمیم غلطی به دنبال دارد و باعث می‌شود تصمیمات نادرستی بگیریم و ریسک‌های نابخردانه‌ای را بپذیریم.

    اثرات سیستماتیک همبستگی توهمی

    همبستگی توهمی می‌تواند پیامدهای مخربی داشته باشد. تصمیمات اتخاذ شده در سطح سازمانی معمولاً از طریق همبستگی‌هایی که از داده‌ها یا مشاهدات گرفته می‌شود، انجام می‌شوند. همبستگی‌های نادرست می‌تواند انگیزه را برای سیاست‌های سازمانی مغرضانه فراهم کند. به عنوان مثال، همبستگی‌های توهمی به نژادپرستی نهادی کمک می‌کند. مردم به طور نامتناسبی متوجه خشونت‌های انجام شده توسط گروه‌های اقلیت می‌شوند و این خشونت را با نژادها یا قومیت‌های خاصی مرتبط می‌کنند، علیرغم این که چنین همبستگی اصلا وجود ندارد. مقامات دولتی در بسیاری از موارد مهاجران را با جنایت مرتبط می‌دانند. به همین دلیل محدودیت‌های مهاجرتی سخت‌گیرانه را اعمال می‌کنند. مطالعات اخیر که مربوط به این موضوع است نشان می‌دهد بین سال‌های 1994 و 2014 هیچ همبستگی مثبتی بین مهاجران و جرم و جنایت وجود ندارد. در واقع، مطالعات همبستگی منفی ضعیفی را هم نشان می‌دهند. بر اساس این مطالعات، افزایش مهاجرت حتی می‌تواند جرم و جنایت را کاهش دهد.

    چرا همبستگی توهمی اتفاق می‌افتد؟

    دو نوع همبستگی توهمی وجود دارد: همبستگی‌های توهمی مبتنی بر انتظار و همبستگی‌های توهمی مبتنی بر تمایز. مورد اول زمانی اتفاق می‌افتد که ما به اشتباه روابط را به دلیل انتظارات از قبل موجود آنها می‌بینیم. مورد دوم زمانی اتفاق می‌افتد که به دلیل تمرکز بیش از حد بر اطلاعات برجسته، این شبهه به وجود می‌آید که رابطه‌ای بین دو متغیر وجود دارد. هر دوی این همبستگی‌های توهمی را می‌توان به استفاده مغز ما از «اکتشافات» یا میانبرهای ذهنی نسبت داد. ارزیابی شواهد به زمان و انرژی نیاز دارد و بنابراین مغز ما به دنبال چنین میانبرهایی برای کارآمدتر کردن فرآیند تصمیم‌گیری است.

    نگاهی به سوگیری تایید

    به عنوان یکی دیگر از میانبرهای شناختی، سوگیری تایید زمانی اتفاق می‌افتد که متوجه شواهدی می‌شویم، روی آن‌ها تمرکز می‌کنیم و اعتبار بیشتری به شواهدی می‌دهیم که با باورهای ما مطابقت دارند. سوگیری تأیید با همبستگی‌های توهمی مرتبط است، زیرا ما به دنبال روابطی هستیم که باورهای قبلی ما را تأیید می‌کند. به عنوان مثال، اگر باور داشته باشیم که پرواز خطرناک است، احتمالاً انتظار همبستگی بین افزایش پرواز و مرگ و میر مربوط به پرواز‌های هوایی را داریم.

    چگونه از همبستگی توهمی دوری کنیم؟

    ما باید سعی کنیم همبستگی توهمی را به دلیل اثرات مخربی که می‌تواند داشته باشد، کاهش دهیم. یک مطالعه در سال 2011 نشان داد که همبستگی‌های واهی و کاذب را می‌توان با درک اینکه در چه شرایطی ذهن ما تمایل به تصور نادرست روابط دارد، کاهش داد. محققان دریافتند که همبستگی‌های کاذب معمولاً «در شرایطی که شرکت‌کننده شخصاً درگیر آن نیست» رخ می‌دهد. به عبارت دیگر، در زمینه‌ها و شرایطی که دانش یا تجربه شخصی کمی در آن‌ها داریم، همبستگی‌های نادرست را می‌بینیم.

    به این ترتیب، محققان به این نتیجه رسیدند که توسعه برنامه‌های آموزشی مبتنی بر شواهد باید در کمک به مردم برای شناسایی و کاهش توهمات مؤثر باشد. از آنجایی که ما به‌ دلیل فقدان تجربه‌ای که در این زمینه‌ها داریم، به‌ویژه در معرض همبستگی‌های کاذب در حوزه‌های ناآشنا قرار می‌گیریم، می‌توان با آگاهی بیشتر در آن زمینه‌ها، سوگیری همبستگی توهمی را کاهش داد. این موضوع در سرمایه گذاری نیز پیش می‌آید. گاهی اوقات علت یک اتفاق را ناشی از عوامل دیگر می‌دانیم و در زمانی نامناسب اقدام به خرید و فروش دارایی‌ها می‌کنیم. یکی از راه‌های غلبه بر این سوگیری در مورد افراد ناآشنا به بازارها استفاده از صندوق های سرمایه گذاری است. در این صندوق‌ها افراد متخصص اقدام به تشکیل پورتفو می‌کنند و به این ترتیب افراد را از دچار شدن به همبستگی توهمی دور می‌کنند.