بهترین سهام های مستعد رشد کداماند؟
همه سهامها یکسان رشد نمیکنند. بعضی از آنها سالها در یک محدوده نوسان میکنند و بعضی دیگر ظرف چند سال چند برابر میشوند. به دسته دوم سهام رشدی میگویند.
همه سهامها یکسان رشد نمیکنند. بعضی از آنها سالها در یک محدوده، نوسان میکنند و بعضی دیگر ظرف چند سال چند برابر میشوند. به دسته دوم سهام رشدی میگویند. اما بهترین سهام مستعد رشد کدامند؟ چگونه میتوان آنها را از میان صدها سهم بورسی پیدا کرد؟ پیدا کردن این سهام بهسادگی نگاه کردن به قیمت یا شنیدن یک خبر نیست!
در این مقاله به شما نشان میدهیم که بهترین سهام رشدی چه ویژگیهایی دارند، با چه معیارهایی میتوان آنها را شناسایی کرد، در کدام صنایع بیشتر یافت میشوند و چه اشتباهاتی باعث میشود سرمایهگذاران از رسیدن به آنها باز بمانند. اگر میخواهید پرتفوی خود را با کمترین خطا به سمت سهام با پتانسیل رشد واقعی هدایت کنید، تا پایان مقاله همراه باشید.
سهام رشدی چیست و چه ویژگی هایی دارد؟
سهام رشدی به شرکتهایی تعلق دارد که سود خالص آنها سالانه ۱۵ تا ۲۰ درصد و برای چند سال پیاپی رشد میکند؛ رشدی که بسیار بالاتر از نرخ رشد معمول اقتصاد است. این شرکتها معمولا سود نقدی تقسیم نمیکنند و تمام سود را برای توسعه مجدد به کار میگیرند.
سرمایهگذاران نیز به همین دلیل قیمت بالایی برای این سهام میپردازند، زیرا به رشد سریع سود در آینده امید بستهاند. این شرکتها به ازای هر تومان سرمایه سهامداران، دست کم ۲۰ تومان سود میسازند و این کارایی نباید طی پنج سال تنزل کند. فروش و سود هر سهم باید هر سال افزایش یابد، اما شرط اساسی آن است که رشد سود از رشد فروش پیشی بگیرد؛ این یعنی شرکت حاشیه سود خود را بهبود بخشیده است.
هر ریال سرمایهگذاری مجدد نیز باید بازدهی بالاتر از هزینه تأمین آن ریال به همراه آورد. جریان نقد واقعی این شرکتها قوی است. پول نقدی که وارد شرکت میشود، باید حداقل ۱.۲ برابر سود گزارش شده روی کاغذ باشد. علاوه بر این، بدهی این شرکتها نباید زیاد باشد. کل بدهیها نباید از ۴۰ درصد داراییها فراتر رود؛ در غیر این صورت، در زمان افزایش نرخ بهره یا افت فروش، خطر ورشکستگی جدی میشود.
در نهایت، مدیرانی که پیشینه موفقی در اجرای طرحهای توسعه دارند، یک ویژگی کیفی و حیاتی برای سرمایهگذاری محسوب میشوند. هیچ یک از این ویژگیها به تنهایی کافی نیست و باید همه آنها را همزمان در نظر گرفت.
چرا برخی از سهام ها قابلیت رشد بیشتری دارند؟
همه شرکتهای یک صنعت شرایط یکسانی ندارند و همه سهامها پتانسیل رشد یکسانی نشان نمیدهند. تفاوت در قابلیت رشد میان سهامها به سه دسته کلی از عوامل بازمیگردد؛ یعنی عواملی که درون خود شرکت جریان دارند (بنیادی)، عواملی که از محیط اقتصاد کلان نشأت میگیرند (کلان) و عواملی که از رفتار جمعی سرمایهگذاران و جو حاکم بر بازار ساخته میشوند (رفتاری و بازار). سهامی که هر سه دسته عامل در آن همسو و مثبت باشند، به مراتب رشد بیشتری نسبت به سهامی خواهد داشت که تنها یک یا دو عامل را داراست. بیایید این عوامل را با هم مرور کنیم.
عوامل بنیادی
عوامل بنیادی به ویژگیهای درونی و قابل کنترل هر شرکت بازمیگردد. اولین عامل، ساختار هزینه چابک است؛ شرکتی که بتواند در برابر نوسان قیمت مواد اولیه، هزینههای خود را سریعاً کاهش دهد، انعطاف بیشتری برای حفظ سودآوری خواهد داشت.
دومین عامل، حاشیه سود ناخالص بالای ۴۰ درصد محسوب میشود. این حاشیه بالا نشان میدهد شرکت قدرت قیمتگذاری مناسبی دارد و رقبا نمیتوانند به راحتی او را تحت فشار قرار دهند. سومین عامل، قدرت رقابتی در بازار است که از طریق مزیت فناورانه یا برند معتبر به دست میآید. شرکتی که چنین مزیتی داشته باشد، مشتریان خود را از دست نمیدهد و میتواند سهم بازار را حفظ کند.
چهارمین عامل، نرخ تبدیل سود خالص به جریان نقد آزاد بالای ۷۰ درصد است. این نرخ نشان میدهد که بیشتر سود حسابداری به پول نقد واقعی تبدیل میشود و شرکت برای تأمین مالی رشد خود دچار کمبود نقدینگی نمیگردد.
پنجمین و آخرین عامل، مدیریتی است که سابقه اثباتشده در اجرای موفق طرحهای توسعه و کنترل هزینهها دارد. چنین مدیریتی میتواند وعدههای رشد را به واقعیت تبدیل کند و ریسک اجرایی را به طور قابل توجهی کاهش دهد. همه این عوامل بنیادی در کنار هم تصویر روشنی از ظرفیت درونی یک شرکت برای رشد پایدار ارائه میدهند.
عوامل کلان
عوامل کلان به آن دسته از متغیرهای بیرونی گفته میشود که شرکت هیچ کنترلی بر آنها ندارد، اما تأثیر مستقیم و عمیقی بر ظرفیت رشد سهام میگذارند. اولین عامل کلان، نرخ بهره است. وقتی نرخ بهره پایین باشد، هزینه تأمین مالی برای شرکتها کاهش مییابد و ارزش فعلی جریانهای نقدی آتی نیز افزایش پیدا میکند؛ این شرایط به نفع سهام رشدی تمام میشود.
دومین عامل، رشد تولید ناخالص داخلی است. هر چه اقتصاد کشور سریعتر رشد کند، تقاضای نهایی برای محصولات و خدمات شرکتها بیشتر میشود و در نتیجه فروش و سود آنها افزایش مییابد. سومین عامل، حمایتهای دولتی محسوب میشود. معافیتهای مالیاتی، تعرفههای گمرکی محافظتی از رقبای خارجی و یارانههای تحقیق و توسعه میتوانند به طور مستقیم سودآوری و توان رقابتی شرکتها را بالا ببرند. چهارمین عامل کلیدی، نرخ ارز است. برای شرکتهایی که مواد اولیه خود را از خارج وارد میکنند، ثبات نرخ ارز یک مزیت بزرگ به شمار میرود؛ زیرا نوسانات شدید میتواند هزینهها را غیرقابل پیشبینی کند.
در مقابل، برای شرکتهای صادرکننده، افزایش نرخ ارز (گران شدن دلار) باعث میشود درآمد ریالی آنها جهش پیدا کند و حاشیه سودشان رشد چشمگیری داشته باشد. مجموعه این عوامل کلان باید همزمان و در کنار عوامل بنیادی بررسی شوند تا تصویر کاملتری از پتانسیل رشد یک سهم به دست آید.
عوامل رفتاری و بازار
عوامل رفتاری و بازار به رفتار جمعی سرمایهگذاران وابسته هستند و تأثیر آنها بر رشد قیمت سهام معمولاً موقتی و ناپایدار است. اولین عامل، پوشش مثبت و گسترده توسط تحلیلگران مالی محسوب میشود. وقتی چندین تحلیلگر معتبر همزمان نسبت به آینده یک سهم اعلام نظر مثبت میکنند، انتظارات صعودی در بازار تقویت میشود و سرمایهگذاران بیشتری به سمت آن سهم هجوم میآورند.
دومین عامل، خوشبینی عمومی نسبت به یک صنعت خاص است. برای مثال، زمانی که صنعت فناوری یا انرژی تجدیدپذیر مورد توجه قرار میگیرد، جریان ورودی نقدینگی به تمام شرکتهای آن بخش افزایش مییابد، حتی اگر برخی از آنها عملکرد بنیادی قوی نداشته باشند. سومین عامل، رفتار گلهای یا همان herding نام دارد.
در این حالت، سرمایهگذاران بدون انجام تحلیل شخصی و صرفاً به این دلیل که دیگران در حال خرید هستند، اقدام به خرید میکنند. این رفتار جمعی رشد قیمت را به شدت شتاب میبخشد. چهارمین عامل، واکنش بیش از حد به اخبار خوب است. گاهی یک خبر مثبت نسبتاً کوچک باعث میشود قیمت سهم به طور موقت بسیار بالاتر از ارزش بنیادی واقعی آن برود.
همه این عوامل رفتاری میتوانند رشد قیمت را در کوتاهمدت تسریع کنند، اما ماهیت پایدار و بلندمدتی ندارند و به محض تغییر جو بازار، قیمت به سمت ارزش واقعی خود بازمیگردد؛ بنابراین سرمایهگذار نباید صرفاً بر این عوامل تکیه کند، بلکه باید آنها را بهعنوان مکمل تحلیل بنیادی در نظر بگیرد.
معیارهای تحلیل و شناسایی سهام های مستعد رشد
برای اینکه یک سرمایهگذار بتواند سهامی را که پتانسیل رشد بالایی دارد از میان صدها سهم بورسی تشخیص دهد، به مجموعهای از معیارهای کمی و کیفی نیاز دارد. این معیارها به او کمک میکند که سهام را از زوایای مختلف بررسی کند:
- عملکرد فروش
- سودآوری
- سلامت مالی
- توان بازپرداخت بدهی
- کیفیت جریان نقد
- حتی وضعیت تکنیکالی قیمت
هیچ معیاری به تنهایی کافی نیست. یک سهام مستعد رشد باید در اکثر این معیارها نمره قابل قبولی کسب کند. در ادامه، مهمترین معیارهایی که تحلیلگران حرفهای و سرمایهگذاران با تجربه برای شناسایی سهام رشدی به کار میبرند، یکیک توضیح داده میشود.
بررسی روند فروش ماهانه و فصلی
سرمایهگذار باید فروش هر ماه شرکت را با همان ماه سال قبل مقایسه کند تا اثر فصلی بودن کسبوکار حذف شود. رشد پایدار ماهانه بالای ۱٪ (معادل حدود ۱۲ تا ۱۵٪ رشد سالانه) نشانه خوبی است. همچنین باید بررسی شود که آیا رشد فروش در فصلهای کمرونق (مثل تابستان برای برخی صنایع) نیز حفظ شده است یا خیر.
رشد EPS و حاشیه سود
میانگین رشد سود هر سهم در سه سال گذشته باید حداقل ۲۰ درصد در هر سال باشد. علاوه بر این، حاشیه سود خالص (سود خالص تقسیم بر فروش) باید طی دو سال متوالی روند افزایشی داشته باشد. بهبود حاشیه سود نباید صرفاً ناشی از کاهش هزینههای مالی (مثلاً کاهش نرخ بهره) باشد، بلکه باید از بهبود عملیات (کاهش هزینه تولید یا افزایش قیمت فروش) ناشی شود.
بررسی طرحهای توسعه و ظرفیتسازی
گزارشهای فعالیت ماهانه شرکت (در سامانه کدال) باید نشان دهد که چند طرح توسعه با چه درصد پیشرفت فیزیکی در دست اجراست. طرحهایی که حداقل ۵۰ درصد پیشرفت داشته و پیشبینی میشود ظرف ۱۸ ماه آینده به بهرهبرداری برسند، بیشترین تأثیر را بر رشد آتی دارند. همچنین باید محاسبه شود که هر واحد سرمایهگذاری جدید چه بازدهی اضافی ایجاد میکند (نرخ بازده نهایی سرمایه).
نسبتهای مالی مهم
نسبتهای مالی ابزارهایی هستند که رابطه بین دو یا چند اقلام صورتهای مالی (ترازنامه، صورت سود و زیان، صورت جریان نقد) را نشان میدهند. در تحلیل سهام رشدی، برخی نسبتها اهمیت ویژهای دارند زیرا میتوانند سلامت مالی، کارایی، اهرم و ارزشگذاری شرکت را در مقایسه با رقبا و میانگین صنعت بسنجند. استفاده از یک نسبت به تنهایی کافی نیست؛ بلکه باید مجموعهای از نسبتها در کنار هم بررسی شوند. نسبتهای مالی مهم برای سهام رشدی به شرح زیر هستند:
P/E forward
forward نشان میدهد سرمایهگذاران چقدر برای سود آینده یک شرکت ارزش قائل هستند. این نسبت از تقسیم قیمت فعلی هر سهم بر سود پیشبینی شده هر سهم برای چهار فصل آینده به دست میآید. بهعنوان مثال:
سود پیشبینی شده هر سهم برای سال آینده ÷ قیمت هر سهم = P/E forward
5 ÷ 100=20
برای روشن شدن موضوع، یک مثال عددی ساده میزنیم. اگر قیمت هر سهم ۱۰۰ تومان باشد و پیشبینی شود سال آینده به ازای هر سهم ۵ تومان سود به دست آید، عدد P/E forward برابر ۲۰ میشود. این عدد ۲۰ یعنی سرمایهگذاران حاضرند ۲۰ تومان بپردازند تا صاحب ۱ تومان از سود آینده شرکت شوند.
در سهام رشدی، این عدد معمولاً از میانگین بازار بالاتر است، زیرا بازار انتظار دارد سود شرکت در آینده سریع رشد کند. محدوده معمول برای سهام رشدی بین ۲۰ تا ۳۵ است. اگر P/E forward زیر ۱۵ باشد بازار، رشد خاصی برای شرکت پیشبینی نمیکند و اگر بالای ۴۰ برود، یک علامت هشدار محسوب میشود. حتی اگر شرکت واقعاً رشد خوبی داشته باشد، قیمت سهم بیش از حد بالا رفته و بازده آینده سرمایهگذار پایین خواهد بود.
البته یادآوری میکنیم که اعتبار این نسبت کاملاً به دقت پیشبینی سود بستگی دارد. اگر پیشبینیها خوشبینانه و غیرواقعی باشند، P/E forward ظاهراً مناسب است اما در عمل گمراهکننده خواهد بود.
ROE
ROE مخفف Return on Equity و به معنای نرخ بازده حقوق صاحبان سهام است. فرمول محاسبه آن به این صورت است:
- 100 * (سود خالص ÷ میانگین حقوق صاحبان سهام) = ROE
این نسبت نشان میدهد شرکت به ازای هر ۱۰۰ واحد سرمایهای که سهامداران در اختیارش گذاشتهاند، چند واحد سود خلق میکند. برای سهام رشدی، ROE پایدار بالای ۲۰٪ مطلوب و بالای ۲۵٪ بسیار قوی محسوب میشود.
پایداری ROE از مقدار مطلق آن مهمتر است. اگر ROE شرکتی در پنج سال متوالی بالای ۲۰٪ باقی بماند، نشانه مزیت رقابتی پایدار و مدیریت کارآمد خواهد بود. اما اگر ROE به دلیل کاهش حقوق صاحبان سهام (مثلاً انباشت زیان) افزایش یابد، آن افزایش کیفیت واقعی ندارد.
ROE از سه جزء تشکیل میشود:
- حاشیه سود خالص
- گردش دارایی
- اهرم مالی
حاشیه سود خالص نشان میدهد شرکت از هر واحد فروش، چقدر سود خالص به دست میآورد. گردش دارایی نشان میدهد شرکت از هر واحد دارایی خود، چه مقدار فروش ایجاد میکند. اهرم مالی نیز نشان میدهد شرکت چقدر از بدهی برای تأمین داراییهای خود استفاده کرده است.
برای یک سهام رشدی مطلوب، ROE باید عمدتاً از حاشیه سود بالا و گردش دارایی مناسب ناشی شود. اما اگر ROE عمدتاً حاصل اهرم مالی بالا (بدهی زیاد) باشد، این وضعیت برای سهام رشدی نامطلوب است، زیرا اهرم مالی بالا ریسک ورشکستگی را افزایش میدهد و در زمان افزایش نرخ بهره یا کاهش فروش، شرکت را در معرض خطر جدی قرار میدهد.
Debt ratio
برای محاسبه نسبت بدهی، کل بدهیهای شرکت (شامل بدهی کوتاهمدت و بلندمدت) را بر کل داراییهای شرکت تقسیم میکنیم:
دارایی کل ÷ بدهی کل = Debt ratio
نتیجه این فرمول معمولاً بین صفر و یک (یا به صورت درصد بین ۰٪ تا ۱۰۰٪) بیان میشود. این نسبت نشان میدهد چه نسبتی از داراییهای شرکت از طریق بدهی تأمین مالی شده است. هر چه این نسبت بالاتر باشد، شرکت اهرم مالی بیشتری دارد و در برابر افزایش نرخ بهره یا کاهش فروش آسیبپذیرتر است.
برای سهام رشدی، نسبت بدهی زیر ۰.۴ (۴۰٪) توصیه میشود. دلیلش این است که شرکتهای رشدی باید انعطاف مالی داشته باشند تا بتوانند در هر شرایط اقتصادی به سرمایهگذاری ادامه دهند. بدهی بالا باعث میشود در زمان رکود یا سختگیری بانکی، شرکت ناچار شود پروژههای توسعه را متوقف کند یا حتی با خطر ورشکستگی مواجه شود.
نسبت بدهی بالای ۰.۶ (۶۰٪) برای سهام رشدی خطرناک ارزیابی میشود، مگر اینکه شرکت در صنعتی با جریان نقد بسیار پایدار (مانند زیرساخت) فعالیت کند که معمولاً سهام رشدی در آن صنایع قرار نمیگیرند. همچنین باید به ترکیب بدهی توجه کرد؛ بدهی بلندمدت با نرخ ثابت کمریسکتر از بدهی کوتاهمدت با نرخ شناور است.
تحلیل جریان نقد
برای اینکه متوجه شویم که سود یک شرکت واقعی است یا فقط روی کاغذ، باید جریان نقد آن را بررسی کنیم. اولین نکتههای که باید دید این است که پول نقد واقعی وارد شده به شرکت چقدر با سودی که شرکت در گزارشها نوشته فاصله دارد. اگر شرکتی سالم باشد، پول نقد واقعی که وارد میشود باید حداقل ۲۰ درصد بیشتر از سود نوشته شده روی کاغذ باشد. اگر اینطور نباشد، یعنی شرکت سودش را نسیه فروخته یا پولش در انبار کالا خوابیده و هنوز به پول نقد تبدیل نشده است. در چنین شرایطی، آن سود قابل اعتماد نیست.
نکته دومی که باید بررسی کرد، جریان نقد آزاد است. برای اینکه یک شرکت بتواند رشد کند، مجبور است بخشی از پول نقد خود را صرف خرید ماشینآلات جدید، ساختن کارخانه یا توسعه خط تولید کند. به پولی که بعد از کم کردن این هزینههای توسعه باقی میماند، جریان نقد آزاد میگویند.
اگر این پول باقیمانده مثبت باشد، یعنی شرکت بعد از توسعه هم هنوز پول نقد اضافه دارد و این نشانه بسیار خوبی است. اما اگر جریان نقد آزاد منفی باشد، یعنی شرکت تمام پول نقد خود را خرج توسعه کرده و باز هم کم آورده است.
در این حالت، شرکت چارهای جز گرفتن وام جدید یا درخواست افزایش سرمایه از سهامداران ندارد. وام گرفتن بدهی شرکت را بالا میبرد و افزایش سرمایه هم سهامداران فعلی را مجبور میکند پول بیشتری به شرکت بدهند یا سهمشان کم شود. هر دوی این کارها ریسک بزرگی برای سرمایهگذار محسوب میشود.
موقعیت تکنیکالی
بررسی موقعیت تکنیکالی به معنای نگاه ساده به نمودار قیمت برای قضاوت درباره سلامت روند است. این بررسی هیچگاه برای گرفتن سیگنال خرید یا فروش انجام نمیشود. سرمایهگذار برای ارزیابی یک سهم رشدی، سه معیار کلی را در نظر میگیرد. اولین معیار این است که قیمت سهم بالاتر از میانگین ۲۰۰ روزه خود قرار بگیرد.
تحقق این شرط نشان میدهد که روند بلندمدت سهم صعودی باقی مانده است. دومین معیار به عمق اصلاحهای قیمت مربوط میشود. هر بار که قیمت موقتاً پایین میآید، میزان این افت نباید از ۳۸ درصد ریزش قبلی فراتر رود. این ویژگی تأیید میکند که اصلاح قیمت سطحی و کوتاهمدت بوده است.
سومین معیار به حجم معاملات بازمیگردد. در روزهای صعودی، حجم معاملات باید به وضوح بیشتر از روزهای نزولی باشد. هر سه معیار با هم ثابت میکنند که روند صعودی پایدار است و عمدتاً توسط سرمایهگذاران نهادی حمایت میشود.
صنایع بورسی که معمولاً ظرفیت رشد بالاتری دارند
همه صنایع بورسی به یک اندازه توانایی تولید سهام رشدی را ندارند. برخی صنایع به دلیل ماهیت تقاضا، ساختار هزینه، نرخ نوآوری، وابستگی به متغیرهای کلان یا حمایتهای دولتی، به طور ذاتی پتانسیل رشد سودآوری بالاتری نسبت به سایر صنایع دارند. شناسایی این صنایع اولین گام برای محدود کردن دامنه جستجوی سهام رشدی است. در ادامه چهار دسته از صنایعی که در بازارهای مالی جهان و همچنین بورس ایران معمولاً سهام رشدی بیشتری تولید میکنند را معرفی میکنیم:
صنایع فناوری و دیجیتال
صنایع فناوری و دیجیتال شامل نرمافزارهای سازمانی، پلتفرمهای ابری، امنیت سایبری، تجارت الکترونیک و سختافزارهای تخصصی میشود. این صنایع از حاشیه سود ناخالص بسیار بالایی برخوردار هستند که اغلب از ۶۰ درصد فراتر میرود. دلیل این حاشیه بالا این است که پس از تولید نسخه اولیه یک نرمافزار یا پلتفرم، هزینه کپی و توزیع نسخههای بعدی تقریباً صفر است.
همچنین بازار این محصولات محدودیت جغرافیایی ندارد و شرکتها میتوانند بدون نیاز به سرمایهگذاری فیزیکی سنگین، مشتریان خود را در سراسر جهان افزایش دهند. به همین دلایل، شرکتهای فناوری میتوانند در مدت کوتاهی مقیاس خود را چندین برابر کنند و سودآوری جهشی داشته باشند. از این رو، صنایع فناوری و دیجیتال همواره یکی از منابع اصلی سهام رشدی در بازارهای مالی به شمار میروند.
صنایع مرتبط با صادرات
صنایع مرتبط با صادرات شامل شرکتهایی میشود که محصول نهایی خود را با نرخ ارز آزاد یا نیمایی به فروش میرسانند، اما بخش عمده هزینههای آنها مانند دستمزد کارگران، قیمت انرژی، حملونقل داخلی و مواد اولیه محلی به صورت ریالی است. این ویژگی باعث میشود هرگاه نرخ ارز افزایش پیدا کند، درآمد ریالی شرکت به طور چشمگیری بالا برود در حالی که هزینههای ریالی با تأخیر یا به میزان کمتری افزایش مییابند.
در نتیجه، حاشیه سود این شرکتها به طور مستقیم و سریع جهش میکند. افزون بر این، بسیاری از این شرکتها کالاهای پایهای مانند مس، روی، آلومینیوم، متانول و اوره را صادر میکنند که قیمت جهانی آنها نیز نوسانات مشخصی دارد. زمانی که قیمت جهانی این کالاها صعودی میشود، سودآوری شرکتهای صادرکننده دوچندان میگردد. به همین دلیل، سرمایهگذاران سهام رشدی همواره تحولات نرخ ارز و قیمتهای جهانی را به دقت دنبال میکنند.
صنایع داخلی با مصرف گسترده
صنایع داخلی با مصرف گسترده شامل گروههای غذایی، آشامیدنی، بهداشتی، شوینده و دارویی میشود. این صنایع ماهیت غیرچرخهای یا ضدچرخهای دارند، یعنی حتی در زمان رکود اقتصادی و کاهش فعالیتهای صنعتی، مردم همچنان به مصرف روزانه غذا، دارو، صابون، شامپو و مواد شوینده ادامه میدهند.
در نتیجه، فروش این شرکتها دچار افت شدید نمیشود. منابع رشد این صنایع متنوع و پایدار است. نخست، افزایش جمعیت به طور طبیعی تقاضا برای محصولات مصرفی را بالا میبرد. دوم، این صنایع قدرت انتقال تورم به مصرفکننده را دارند؛ یعنی وقتی هزینههای تولید بالا میرود، شرکت میتواند قیمت فروش خود را افزایش دهد بدون اینکه مشتری خود را از دست بدهد.
سوم، در صورت اعمال تعرفههای گمرکی بر محصولات مشابه خارجی، جایگزینی واردات با تولید داخلی فرصت رشد قابل توجهی ایجاد میکند. چهارم، گسترش شبکه توزیع در شهرهای کوچک و روستاها نیز به افزایش فروش بدون نیاز به سرمایهگذاری عظیم کمک مینماید. به همین علت، این صنایع همواره بخشی از سبد سرمایهگذاری سهام رشدی را به خود اختصاص میدهند.
صنایع نوآور یا وابسته به سرمایهگذاریهای جدید
صنایع نوآور شامل لندتک (پلتفرمهای اعطای وام خرد)، شرکتهای پرداخت الکترونیک (PSP)، بیمههای دیجیتال و شرکتهای تحلیل داده بورس میشود. این صنایع بر بستر فناوری اطلاعات و اینترنت شکل گرفتهاند و مدل کسبوکار آنها با روشهای سنتی بانکی و بیمهای تفاوت اساسی دارد.
رشد این صنایع به سه عامل کلیدی وابسته است. اولین عامل، ضریب نفوذ اینترنت است؛ هرچه تعداد کاربران اینترنت در کشور بیشتر شود، مشتریان بالقوه این خدمات افزایش مییابد. دومین عامل، افزایش تراکنشهای غیرنقدی در جامعه است.
وقتی مردم به جای استفاده از پول نقد، از کارتهای بانکی، کیف پول الکترونیک و درگاههای پرداخت آنلاین استفاده میکنند، شرکتهای پرداخت الکترونیک درآمد بیشتری کسب میکنند. سومین عامل، تغییر مقررات دولتی در حوزه بانکی و بیمه است. اگر قوانین به نفع رقابت و ورود بازیگران جدید تغییر کند، این صنایع فرصت رشد سریعی پیدا میکنند. نرخ رشد این صنایع معمولاً دو تا سه برابر نرخ رشد اقتصاد کلان است، زیرا هم از گسترش زیرساختهای دیجیتال بهره میبرند و هم از جایگزینی روشهای سنتی با روشهای نوین استفاده میکنند. بنابراین، صنایع نوآور یکی از جذابترین حوزهها برای یافتن سهام رشدی محسوب میشوند.
جایگزین مناسب برای سهام رشدی
همانگونه که گفته شد انتخاب سهام رشدی به دانش اقتصادی بالایی نیاز دارد. چون سرمایهگذاران باید بتوانند صورتهای مالی شرکتهای مختلف را بررسی کنند. کسب چنین دانشی به زمان زیادی نیاز است. اما سرمایهگذاران میتوانند در صندوقهایی که در سبد دارایی آنها سهام مستعد رشد دارند، سرمایهگذاری کنند. صندوق شاخصی هم وزن کیان و صندوق فارما کیان در حال حاضر چنین پتانسیلی دارند.
صندوق هموزن
صندوق شاخصی هموزن کیان ، اولین صندوق شاخصی بازار اوراق بهادار است که بر مبنای شاخص هموزن تاسیس شده است. یعنی سبد دارایی صندوق باید بگونهای باشد که بتواند بر اساس شاخص هموزن بازار سهام رشد داشته باشد. سبد دارایی صندوق شاخصی هموزن کیان از بهترین سهام بخشهای مختلف بازار تشکیل شده است. در حال حاضر سهام بخشهایی همانند سیمان، دارو، فلزات اساسی، مواد غذایی و مواد شیمیایی حدودا 41 درصد از سبد دارایی صندوق هموزن را تشکیل میدهند. این بخشها در بازار اوراق بهادار به دلیل رشد قیمت محصولات آنها، بالاترین میزان پتانسیل سودآوری در آینده را دارند. از این رو خرید صندوق هموزن در بازه زمانی میان مدت و بلند مدت پتانسیل سودآوری چشمگیری خواهد داشت.
صندوق فارما کیان
صندوق فارما کیان یک صندوق بخشی است که بصورت تخصصی سبد دارایی آن در سهام دارویی بازار اوراق بهادار سرمایهگذاری شده است. به دلیل رشد سرسامآور قیمت دارو در بازار، شرکتهای دارویی این پتانسیل را دارند که بتوانند سودهای چشمگیری در آینده کسب کنند. اما صندوق فارما کیان 100 درصد از سبد دارایی خود را در سهام دارویی بازار اوراق بهادار سرمایهگذاری کرده است. از سوی دیگر شرکتهایی که از لحاظ صورتهای مالی و تکنیکالی در جایگاه بهتری باشند، وزن بالاتری در این صندوق دارند. در این صندوق سهامی همانند دعبید، وپخش، تیپیکو، دتماد و دسینا از سایر سهام موجود در بازار وزن بیشتری دارند. به همین دلیل است که صندوق فارما کیان میتواند حتی در کوتاه مدت سود قابل قبولی به سرمایهگذاران خود ارائه دهد.
صندوقهای هموزن کیان و فارما کیان جزو صندوقهای قابل معامله در بورس هستند. از این رو برای خرید این صندوقهای سرمایهگذاری، سرمایهگذاران باید نماد هموزن و فارما کیان را در پنل کارگزاری خود جستجو کنند و سرمایهگذاری خود را آغاز کنند.
روش دیگری برای خرید صندوق هموزن و فارما کیان وجود دارد. این دو صندوق توسط گروه مالی کیان تاسیس شدهاند. از این رو سرمایهگذاران میتوانند علاوه بر کارگزاری، از طریق اپلیکیشن کیان دیجیتال در این صندوقها سرمایهگذاری کنند. اپلیکیشن کیان دیجیتال یک بستر برای خرید و فروش صندوقهایی است که گروه مالی کیان تاسیس کرده است. این اپلیکیشن، علاوه بر سرمایهگذاری در صندوقها، شرایطی را فراهم کرده است که سرمایهگذاران بتوانند در محیطی شفاف و دقیق در طرحهای تامین مالی جمعی (کراد فاندینگ) شرکت کنند و سودهای قابل قبول با ریسک کم کسب کنند.
اشتباهات رایج سرمایهگذاران در انتخاب سهام رشدی
در انتخاب سهام رشدی اشتباهات رایجی هم وجود دارد که هر سرمایهگذاری باید به خوبی با این اشتباهات آشنا باشد:
اول: خرید سهم با P/E بسیار بالا (بیش از ۴۰)
برخی سرمایهگذاران سهمی را میخرند که قیمت آن بیش از ۴۰ برابر سود پیشبینی شده سال آینده است. این یعنی برای سودی که هنوز به دست نیامده، پول بسیار زیادی میدهند. حتی اگر شرکت واقعاً رشد خوبی داشته باشد، چون قیمت خرید بیش از حد بالا بوده، بازده سرمایهگذار نزدیک به صفر یا منفی خواهد بود.
دوم: نادیده گرفتن بدهی بالا
بسیاری از شرکتها رشد سود خود را از طریق گرفتن وام زیاد به دست میآورند، نه از طریق بهبود عملکرد واقعی. وقتی نرخ بهره افزایش پیدا میکند، این شرکتها نمیتوانند اقساط وامهای خود را پرداخت کنند و در معرض ورشکستگی قرار میگیرند؛ بنابراین نادیده گرفتن بدهی بالا اشتباه بزرگی است.
سوم: قاطی کردن سهام داغ با سهام رشد پایدار
سهام داغ آنهایی هستند که به دلیل هیجان موقتی بازار، قیمتشان ظرف چند هفته جهش میکند. این سهام معمولاً سودآوری ضعیف یا منفی دارند و حجم معاملات آنها عمدتاً از سوی سرمایهگذاران خرد انجام میشود. پس از چند هفته، قیمت این سهام سقوط میکند و سرمایهگذاری که آنها را با سهام رشدی واقعی اشتباه گرفته، دچار زیان میشود.
چهارم: فروش زودهنگام در اولین اصلاح قیمت ۱۰ تا ۱۵ درصدی
سهام رشدی ذاتاً نوسان بالایی دارند و گاهی ۱۰ تا ۱۵ درصد افت میکنند. سرمایهگذار بیتجربه در همان افت اولیه میترسد و سهم خود را میفروشد. این کار باعث میشود که سود بلندمدت احتمالی را از دست بدهد، زیرا معمولاً پس از این اصلاحات، قیمت دوباره به مسیر صعودی خود بازمیگردد.
پنجم: تکیه بر رشد گذشته بدون بررسی ظرفیت باقیمانده بازار
بسیاری از سرمایهگذاران فقط به این نگاه میکنند که یک شرکت در سه سال گذشته چقدر رشد کرده است. آنها فکر میکنند اگر شرکت قبلاً خوب رشد کرده، پس در آینده هم به همان خوبی رشد خواهد کرد.
این فکر اشتباه است. هر بازاری یک ظرفیت نهایی دارد. اگر شرکتی قبلاً ۸۰ درصد از بازار خود را گرفته باشد، دیگر فضای چندانی برای رشد بیشتر باقی نمانده است؛ بنابراین سرمایهگذار باید همیشه این سوال را بپرسد: بازار هدف این شرکت چقدر دیگر جا برای رشد دارد؟ اگر جواب این است که بازار اشباع شده، پس رشد آینده شرکت حتماً کندتر میشود. برای اینکه رشد ادامه پیدا کند، شرکت باید یا به بازارهای جدید صادراتی وارد شود یا محصولات تازهای تولید کند. بدون این کارها، تکیه کردن به رشد گذشته اشتباه بزرگی است.
ششم: نادیده گرفتن صورت جریان نقد و تمرکز صرف بر سود حسابداری
بعضی از شرکتها در گزارشهای مالی خود عدد سود بالایی را نشان میدهند. مثلاً مینویسند که امسال ۱۰۰ میلیارد تومان سود کردهاند. اما وقتی شما بررسی میکنید که چقدر پول نقد واقعی وارد حساب شرکت شده است، میبینید که خبری از آن پول نیست.
یعنی شرکت پول سود خود را هنوز دریافت نکرده است. این وضعیت خوبی نیست. چون شرکت برای اداره کار خود به پول نقد نیاز دارد. به مرور زمان، این شرکت مجبور میشود یا از سهامدارانش پول بیشتری بگیرد (افزایش سرمایه) یا به سراغ وام بانکی برود. هر دوی این کارها برای سهامدار ضرر دارد.
اگر شرکت افزایش سرمایه بدهد، سهامدار باید پول بیشتری بپردازد. اگر وام بگیرد، بدهی شرکت بالا میرود و ریسک ورشکستگی زیاد میشود. به همین دلیل است که میگویند هرگز نباید صورت جریان نقد که نشان میدهد چقدر پول واقعی وارد شرکت شده است را نادیده گرفت. فقط نگاه کردن به سود روی کاغذ کافی نیست.
چگونه یک سرمایهگذار عادی میتواند سهام رشدی پیدا کند؟
سرمایهگذار عادی بدون تیم اختصاصی و نرمافزارهای پیچیده میتواند با یک فرایند چهار مرحلهای سهام رشدی را شناسایی کند:
مرحله اول: مقایسه فروش شرکتها
وارد سامانه کدال شود، گزارشهای ماهانه فروش دو یا سه شرکت همصنعت را برای شش ماه اخیر دانلود کند. کنار هم بگذارد و ببیند کدام شرکت در سه ماه پایانی رشد فروش ماهانه بالای ۲ درصد داشته است. شرکتی که روند افزایشی دارد را نگه دارد.
مرحله دوم: بررسی گزارشهای دورهای کدال
صورتهای مالی میاندورهای (۶ و ۹ماهه) را باز کند. رشد سود هر سهم (EPS) دوره جاری را نسبت به دوره مشابه سال قبل محاسبه کند (با تقسیم EPS امسال بر EPS پارسال منهای یک). اگر رشد بالای ۲۵ درصد بود، سهم وارد فهرست کوتاه شود. همچنین رشد فروش را با همان روش محاسبه کند؛ اگر رشد EPS از رشد فروش بیشتر بود، علامت مثبت بگیرد.
مرحله سوم: دنبال کردن تحلیلهای معتبر
گزارشهای تحلیلی کارگزاریهای دارای رتبه الف (که توسط سازمان بورس ارزیابی میشوند) را مطالعه کند. به این گزارشها نه بهعنوان نسخه نهایی، بلکه بهعنوان منبعی برای شناخت متغیرهای کلیدی هر صنعت نگاه کند. مثلاً متوجه شود که برای صنعت پتروشیمی مهمترین متغیر، نرخ خوراک و قیمت جهانی محصولات است.
مرحله چهارم: غربال ساده با نسبتها
از صفحه «نسبتهای مالی مهم» در تالار بورس یا سایتهای تحلیلی استفاده کند. فیلترهای زیر را به کار بگیرد:
- ROE بالای ۲۰٪
- نسبت بدهی به دارایی زیر ۴۰٪
- P/E forward بین ۱۵ تا ۳۵ برابر
نتیجه یک لیست ۵ تا ۱۰تایی خواهد بود. سپس همین لیست را با روند فروش ماهانه (مرحله اول) و رشد EPS (مرحله دوم) تطبیق دهد. سهمهایی که در هر سه غربال موفق بودهاند، بهترین کاندیداهای سهام رشدی هستند.
رمز موفقیت: نقدینگی قوی، بدهی کم و خروج به موقع
موفقیت در سرمایهگذاری روی سهام رشدی به یک قاعده ساده خلاصه میشود. رشد پایدار و واقعی فقط از دل شرکتهایی بیرون میآید که جریان نقد عملیاتیشان قوی است و بدهی زیادی بر دوش ندارند. هیجان بازار و رشد ظاهری سود حسابداری نمیتوانند جای این دو ویژگی اساسی را بگیرند. هر سرمایهگذاری که این حقیقت را بپذیرد و همواره گزارشهای مالی را بهروز دنبال کند، میتواند سهام رشدی اصیل را از تقلبی تشخیص دهد. در آخر یادتان باش که هیچ سهمی تا ابد رشد نمیکند؛ بنابراین فروش به موقع را نباید فراموش کرد.
این محتوا صرفا جنبه آموزشی و اطلاع رسانی دارد. نباید به عنوان پیشنهاد مستقیم برای سرمایه گذاری در نظر گرفته شود. گزینه های سرمایه گذاری مطرح شده ممکن است مناسب همه افراد نباشد و نیاز است اهداف سرمایه گذاری و میزان ریسک پذیری افراد قبل از اقدام به سرمایه گذاری مشخص شود. بنابراین برای انتخاب بهترین گزینه سرمایه گذاری پیشنهاد می شود با بخش مشاوره سرمایه گذاری کیان دیجیتال در ارتباط باشید. شماره : ۰۲۱۴۷۱۸۴


